برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
و شب ارامش مطلق موسیقی سکوت با نت های تنهایی ارام بخواب دنیای بی انتهای من
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
۳۷ سال
سی و هفت سال
گذشت
و من هنوز بوی تو را کم دارم.
پ.ن
قشنگترین تولد اونیه که همراه زندگیت تو رو به ارزونترین ساندویچی ببره که خیلی دوسش داری و بایه لیوان چایی و یه کوکیه داغ برات هپی برتدی بخونه.
ازت ممنونم فرشته زندگی من که زندگیم با تو کامل شد.
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
درونم پر است از حباب های بی سرانجام
و من در تلاطم بالا امدنشان
پر از التهاب
به رسیدن به تو می اندیشم.
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
تا حا شده روزهای سرد و یخی رو در اوج گرمای تابستان حس کنید؟!
این حکایت امروزهای من در این مملکت است
میدانی که خانواده ای داری در دو سوی متفاوت
و ذره ذره تنت کشیده میشود به هرسو
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
از کدامین سرزمین غریبه امده ای
که لطافت رویایت
به خواب هزار ساله می کشاند
تن بی جان مرا
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
یک سال گذشت
و من هر روز
عاشقتر شدم
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
نعره میزند
سکوت مطلق تنهاییمان را
و من
رنگ چشمانت را
با موسیقی ستاره ها
زمزمه کنم.
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
میخونی و میشنوی
اما لال
چرا؟!
چون حالت خوبه و دلت خندون
خوبم
خیلی خوب
گفته باشم که نبودنم به خاطر درگیری کارهای عروسیم هست....
عاشق باشید
واقعی
عاشقی خوب است
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
برای موهای طلاییت
برای نفس هایی که بی بهانه
نام مرا میدمد
باش
ای هستی جاودانه بودن
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
بسایر بسیار زیاد
35 سال یادم دادند که دست به دعا بردارم
هرانگاه که قصه دار شدم
خدایا
ازلیت و ابدیتت را شکر
کی می اید این ظهور
مردیم بس که دعا کردیم : ارامش ارامش ارامش
امنیت امنیت امنیت
تا کی باید این کودکان بی زبان و بی پناه کشتع شوند
تا کی باید ظالمانی دیو صفت در این جهان پرسه زنان بمباران کنند این طفلان معصوم را
این چه عذابی بود برای بنی اسراییل
که دودش چشمان همه مشرق زمین را گرفته است
العفو العفو
کودکان چه کرده اند؟!!!
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
چشمهایم
در دورترین نقطه خیابان منصفیلد مانده اند
همانجا که بیخداحافظی کم و کمرنگتر شدی
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور
که باد میشود
و میوزد در تمامی تنم
و من
چه حریصانه
خمار میوشم
اعتیاد درد بدیست
من
محتاج نگاهت و لمس انگشتانت
با رویای بودنت
به خواب میروم...
برچسب:
نویسنده: نیکی زارعیپور